دریافت همین آهنگ
هشت بهشت
X
تبلیغات
بازی تراوین

هشت بهشت
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام ، با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
Home Post Contact Rss Mobile Version


رنج هست، مرگ هست، اندوه جدایی هست،
اما آرامش نیز هست، شادی هست، رقص هست،
خدا هست...
زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است.
زندگی همچون رودی بزرگ که به دریا می رود،
دامان خدا را می جوید .
خورشید هنوز طلوع میکند.
فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آویخته است :
بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمین می کشد :
امواج دریا، آواز می خوانند،
بر می خیزند و خود را در آغوش ساحل گم میکنند.
گل ها باز می شوند و جلوه می کنند و می روند .
نیستی نیست .
هستی هست .
پایان نیست.
راه هست.
تولد هر کودک، نشان آن است که :
خدا هنوز از انسان ناامید نشده است ...
"
رابیندرانات تاگور"

[ چهارشنبه 27 فروردین 1393 ] [ 09:52 ] [ حسین محمدنژاد ]


چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی

چه عاشقانه است شکفتن گل های اقاقیا

چه عاشقانه است قدم زدن در سرزمین عشق

و من

چه عاشقانه زیستن را دوست دارم

عاشقانه لالایی گفتن را دوست دارم

عاشقانه سرودن را دوست دارم

عاشقانه نوشتن را دوست دارم

عاشقانه اشک ریختن را

عاشقانه خندیدن را دوست دارم

دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار

بهترین و عاشقانه ترین کسانم

و من

عاشقانه می گِریَم

عاشقانه می خندم

عاشقانه می نویسم

و در سکوت تنهایی عاشقانه می میرم

 

[ سه‌شنبه 19 فروردین 1393 ] [ 09:09 ] [ حسین محمدنژاد ]
ﺁﺭﺯﻭﯾﻢ ﺑـﺮ ﺩﻝ ، ﺁﺭﺯﻭﯾﻢ ﺩﺭ ﯾﺎﺩ ، ﺁﺭﺯﻭﯾﻢ ﺑﺮ ﺑـﺎﺩ ، ﺁﺭﺯﻭﯾﻢ ﺑـــــﻮﺩﯼ ، ﺁﺭﺯﻭﯾﻢ ﻫﺴﺘﯽ ، ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﻣﺎﻧـﯽ ، ﺗﻮ ﺩﻟﯿﻞ ﺁﺭﺯﻭﻫـﺎﯼ ﻣﻨﯽ ، ﺗﻮ ﻫﻤـﻪ ﺧــــــﻮﺏ ﻣﻨﯽ ، ﺗﻮ ﺩﻟﯿﻞ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ ﻣﻨﯽ ، ﻣﻦ ﺗــــﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﺗــــــﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﺩﺍﻧـﯽ ، ﺗــــــﻮ ﺧﻮﺩﻩ ﺧﻮﺏ ﻣﻨـﯽ ، ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﻝ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﻣﻨﯽ ، ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟ ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ ، ﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﯾﯿﻢ ، ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﻋﺸﻖ ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﻣﺎﻧـــﯽ ...

[ جمعه 1 فروردین 1393 ] [ 00:53 ] [ حسین محمدنژاد ]

یادمان باشد با هم بودن دلیلی برای "با هم ماندن" نیست!
رسیدن رفتن میخواهد اما آخر همه رفتن ها "رسیدن" نیست!
یادمان باشد رفتنی میرود چه یک کاسه آب بریزیم پشت سرش، چه هزاران قطره اَشک..

[ سه‌شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 07:52 ] [ حسین محمدنژاد ]



ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮕﻪ . . . .
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﯿﻮﻣﺪﻥ ﻣﻌﻠﻢ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻝ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺳﺮﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻭﻝ
ﻫﻔﺘﻪ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻂ ﮐﺸﯽ ﮐﻨﺎﺭﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺁﺑﯽ ﻭ ﻗﺮﻣﺰ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﭘﺎﮎﮐﻦ ﻭ ﮔﭻ ﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻪ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻌﻠﻢ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﻟﯿﻮﺍﻧﺎﯼ ﺁﺑﯽ ﮐﻪ ﻓﻠﻮﺕ ﺩﺍﺷﺖ ....
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ....
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺩﻟﺨﻮﺷﻴﻬﺎﻱ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ !
تو هم مثه منی دلت تنگه؟؟؟

[ سه‌شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 07:51 ] [ حسین محمدنژاد ]






مهربانم
وارث قلبم
از تو  مینویسم
باور نمی کنم
اینگونه عاشقـانه
در مـن ، حبس شده باشی!!
بگو با چه جادوئی
مرا اینگونه نا عادلانه وقف خودت کردی؟
بگذار در آغوش دیدگانت سبز شوم
از برگ ریزان چشمانت بگذرم
از آبشار گونه هایت سرازیر شوم
و در دشت لبانت
غنچه های بوسه را بچینم
آه. . .
سبدم پر گل شد
گلستانی از وجود تو در من نهفته است
هــیچ میدونی؟
زیــباترین عــاشــقانــه ای کــه برام گفــتی
وقــتی بــود که
اسمــمو بــا “مــیــم” به انــتها رسوندی...
کلام اخر
تو را تا بینهایت دوست دارم

[ سه‌شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 07:50 ] [ حسین محمدنژاد ]


سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند

که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی

قصه عشق “ انسان ” بودن ماست . . .

 

 

با تشکر از همتای عزیز  بابت ارسال این نوشته

[ جمعه 25 بهمن 1392 ] [ 17:19 ] [ حسین محمدنژاد ]



حکایت ما آدم ها
حکایت کفشاییه که
اگه جفت نباشند
هر کدومشون
هر چقدر شیک باشند
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه
لنگه به لنگه اند
کاش
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید
جفت هر کس رو باهاش می آفرید
تا این همه آدمای لنگه به لنگه
زیر این سقف ها
به اجبار، خودشون رو جفت نشون
نمی دادند

 

با تشکر از نگار بابت ارسال این نوشته

[ جمعه 25 بهمن 1392 ] [ 17:14 ] [ حسین محمدنژاد ]


عاشق که میشی

مواظب خودت باش

شبهای باقیمونده عمرت

به این سادگی

صبح نخواهد شد!


 

[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 11:23 ] [ حسین محمدنژاد ]

 

گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی …

وقتی می مانی و تحمل می کنی ، از خودت یک احمق می سازی


[ چهارشنبه 23 بهمن 1392 ] [ 11:21 ] [ حسین محمدنژاد ]
   1      2      3      4      5      ...      37   >>

درباره وبلاگ

سال 1365 خورشید تابید ، باران بارید ، زمین لرزید ، زمان چرخید ، تا 18 خرداد از راه رسید ، و متولد شدم! در شهری مه آلود و بارانی ، که موج هایش بر ساحل وفا دارند ، و مرغان دریایی اش راه دریا را هرگز گم نمی کنند ... نام و نام خانوادگی : حسین محمدنژاد شغل : مهندس برق محل کار : شرکت برق منطقه ای
امکانات وب
تعداد بازدیدکنندگان: 343700

استخاره با قرآن

هدایت به بالا