هشت بهشت
X
تبلیغات
رایتل

هشت بهشت
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام ، با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
Home Post Contact Rss Mobile Version


زیباست با حوصله بخون ؛

 

فصل اول :

روزگاری خانه هامان سرد بود

بردن نفتِ زمستان درد بود

یک چراغ والور و یک گِرد سوز

زیرکرسی بالحافی دست دوز

خانواده دور هم بودن همه

در کنار هم میاسودن همه

روی سفره لقمه نانی تازه بود

روی خوش درخانه بی اندازه بود

گربرای مرد ، زن نامرد بود

صدتفاوت بین زن تامرد بود

آن قدیماعاشقی یادش بخیر

عطروبوی رازقی یادش بخیر

عصرپست وتلگراف ونامه بود

روزگارخواندن شه نامه بود

تبلت و لپ تاپ و همراهی نبود

عصر دلتنگی و بی تابی نبود

...................

 فصل دوم :

قلبهامان اندک اندک سرد شد

رنگ وروی زندگیمان زرد شد

بینی ِخیلیا باطل شدند

باپروتز بعضیا خوشگل شدند

عصرساکشن آمدولاغرشدیم

درخیال خودچقد بهترشدیم

میوه هم گلخانه ای شدعاقبت

آب هم پیمانه ای شد عاقبت

...................

فصل سوم :

عصرنت شد،عصرپی ام، عصرچت

عصرایرانسل،فراوانی خط

عصر آدم های بد ،

بی مایه شارژ

عصرتلخ خودفروشی با یه شارژ

عصرمرفین وترامادول..دوا

باکراک وشیشه رفتن به فضا

عصرآقایان آرایش شده

عصرخانمهای پالایش شده

وای براین عصرتلخ بی کسی؛

عصرتلخ استرس...

دلواپسی....

 

به کجا میرویم اینچنین.......؟؟؟؟!!!!!

[ جمعه 4 اردیبهشت 1394 ] [ 17:10 ] [ حسین محمدنژاد ]

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
امکانات وب
تعداد بازدیدکنندگان: 404873

استخاره با قرآن

هدایت به بالا