هشت بهشت

هشت بهشت
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام ، با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد
Home Post Contact Rss Mobile Version



دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند

گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل ساقه جانت شکست

آن عزیزت عهد و پیمانش شکست

دیدی ای دل در جهان یک یار نیست

هیچ کس در زندگی غمخوار نیست

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود

از برای عشق اینجا جا نبود

نوبهار عمر را دیدی چه شد

زندگی را هیچ فهمیدی چه شد

دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست

کمترین چیزی که می یابی وفاست

ای دل اینجا باید از خود گم شوی

عاقبت همرنگ این مردم شوی

[ جمعه 4 اردیبهشت 1394 ] [ 16:46 ] [ حسین محمدنژاد ]

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب
امکانات وب
تعداد بازدیدکنندگان: 405589

استخاره با قرآن

هدایت به بالا